دلم فریاد میخاد
ی فریاد بلند
ک خالی شم از درد
ی فریادی ک تمومم کنه
روحو بگیره از تنم و راحتم کنه
مث اون آرش کمانگیر ک همه زورشو زد و کمونو پرت کرد و تموم شد
منم میخام با همه ی وجودم داد بزنم
ک تموم شه این غصه ی لعنتی
تموم شه این بغضای گاه و بیگاه
تموم شه درد بغض شبونه ک نذاره بخابم
ک تا این موقع بیدار بمونم و اشکام سره سره بازیشون بگیره
ک نذارم جیکم در بیاد مبادا صدایی بلند شه و کسی بو ببره از این غصه ک حالا حالاها مهمونه دلمه
مهمون ک چ عرض کنم شده صاحب خونه
دلم خاب میخاد
ی خاب خوش
ی خاب مث خاب امروزم
پر از خوشی و عشق
کاش میموندم توش و بیدار نمیشدم
لعنت ب این خاب ک تصوراتمو تجسمامو ک ب زور خفشون کرده بودم بازم بیدار کرد
لعنت ب این رویای شیرینه دور از دست
ولی بین این همه لعنت..
خدا حفظش کنه صاحب رویامو .. خدا مراقبش باشه .. خدا محافظش باشه
خدا رحم کنه ب دله منه بیچاره
۰۲:۱۵
ما را در سایت GL JrI دنبال میکنید
برچسب: موقعایی,
نویسنده:
بازدید: 12