ی موقعایی

خرید بک لینک

امکانات وب

ی موقعایی دیگه نمیشه تحمل کرد و دم نزد

دلم فریاد میخاد

ی فریاد بلند

ک خالی شم از درد

ی فریادی ک تمومم کنه

روحو بگیره از تنم و راحتم کنه

مث اون آرش کمانگیر ک همه زورشو زد و کمونو پرت کرد و تموم شد

منم میخام با همه ی وجودم داد بزنم

ک تموم شه این غصه ی لعنتی

تموم شه این بغضای گاه و بیگاه

تموم شه درد بغض شبونه ک نذاره بخابم

ک تا این موقع بیدار بمونم و اشکام سره سره بازیشون بگیره

ک نذارم جیکم در بیاد مبادا صدایی بلند شه و کسی بو ببره از این غصه ک حالا حالاها مهمونه دلمه

مهمون ک چ عرض کنم شده صاحب خونه

دلم خاب میخاد

ی خاب خوش

ی خاب مث خاب امروزم

پر از خوشی و عشق

کاش میموندم توش و بیدار نمیشدم

لعنت ب این خاب ک تصوراتمو تجسمامو ک ب زور خفشون کرده بودم بازم بیدار کرد

لعنت ب این رویای شیرینه دور از دست

ولی بین این همه لعنت..

خدا حفظش کنه صاحب رویامو .. خدا مراقبش باشه .. خدا محافظش باشه

خدا رحم کنه ب دله منه بیچاره

۰۲:۱۵


برچسبها: دردودل, عشق, خاب, تحمل GL JrI...

ما را در سایت GL JrI دنبال می‌کنید

برچسب: موقعایی, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 12:26

صفحه بندی