خیلی
ناراحتم
ی بغضی رو گلومه ک هرچی اشکم میزیه از بین نمیره
تقی ب توقی میخوره اشکم در میاد
با ی فکره کوچیک با ی حرف کوچیک با ی مرور خاطره ی کوچیک وقتی دوستم ازم میپرسه تسبیحه تو گردنت برا چیه
با ی آهنگ
ی آهنگ ک چ عرض کنم خیلی آهنگا حرفه دلمو میزنن و اشکمو در میارن
دلم بدجور گرفته
کاش ی راهی داشت وا کردنش
ی راهه خوب
حاله خوبی نیست این روزا
مثل همیشه
با این دل و با این فکر خسته ب اضافه ی درد پام ک اضافه شده ب همه چیز و باعثه اعصاب خوردی و حس بدم شده
حس بده اینکه نمیتونم بدوام حس اینکه نمیتونم مث همیشه راه برم جوری ک احساس میکردم زمین زیر پام میلرزه نمیتونم مثه همیشه عید برق و باد از پله ها بالا پایین برم و از چارتا پله ی آخر بپرم زمین
حس میکنم هیچ کاری نمیتونم بکنم
تدایا هیچ وقت این بلا هارو سره من نیار توروخدا
من طاقت و تحملشو ندارم
و آخرش
امروز همه ی حسای بد تون جمع شدن
اما ی حسی بود ک ن خوب بود و ن بد
بگذریم
شب خوش
ما را در سایت GL JrI دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 22