
ی موقعایی دیگه نمیشه تحمل کرد و دم نزد دلم فریاد میخاد ی فریاد بلند ک خالی شم از درد ی فریادی ک تمومم کنه روحو بگیره از تنم و راحتم کنه مث اون آرش کمانگیر ک همه زورشو زد و کمونو پرت کرد و تموم شد منم میخام با همه ی وجودم داد بزنم ک تموم شه این غصه ی لعنتی تموم شه این بغضای گاه و بیگاه تموم شه درد بغض شبونه ک نذاره بخابم ک تا این موقع بیدار بمونم و اشکام سره سره بازیشون بگیره ک نذارم جیکم در بیاد م...
ادامه مطلب